خرید بک لینک
چرا باید الان اینقدر ترافیک باشه؟! ساعت دو بعد از ظهر یک روز عادی!

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

توی این چند وقت اخیر که ترافیک تهران به قول مسئولان به طرز عجیبی گسترش پیدا کرده و گفته میشه حتی عوامل مصنوعی مثل رانندگان آژانس، نیروهای شهرداری تهران یا رانندگان اسنپ(!) باعثش هستند؛ مجبور شدم چند باری با وسایل نقلیه عمومی به مرکز شهر یا جاهایی که کار دارم برم. واقعیت تلخ این تجربه، نارضایتی شدیدم از حال اتوبوسها و مترو و حتی رانندههای تاکسی بوذ که رسماً من رو از تصمیمم پشیمون کردند. گرونی بی دلیل مترو و اتوبوس به شکلی که تفاوت چندانی با کرایه تاکسیها نداره رو اصلا درک نمی کنم؛ از اون طرف کرایههای نجومی که آژانسیها یا رانندگان تاکسی بابت مسیرهای معمولی درخواست میکنن هم اصلا قابل پذیرش نیست؛ مثلا در حالی که مجموعههای اسنپ و تپسی یه مسیر رو با پونزده هزار تومن میبرن، تاکسیها طلب سی هزار تومن دارن که درکش برام عجیبه... نمیدونم راه و چاره رفع این ترافیکهای اعصاب خرد کن چیه ولی امیدوارم حل این ماجرا سیاسی نشه و دولت گردن شهرداری و شهرداری گردن جاسوسهای اسنپی(!) نندازه؛ کاش یه روز خوب بیاد که دولت همراه با شهرداری و با کمک پلیس راهور گره کور ترافیکهای عصرگاهی تهران رو باز کنن ت

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

تعداد تولیدکنندگان محتوا (به هرشکلی؛ از تلویزیون ملی گرفته تا سایتهای اینترنتی و شبکههای اجتماعی که رسماً هر ایرانی یک رسانه رو عملی کردن) به قدری زیاد شده که در بعضی مدیومهای رسانهای، تعداد مخاطبان از تولیدکنندگان محتوا کمتر شده و وب فارسی رو به یک کاریکاتور تبدیل کرده. حکایت خیلی از سایتها و اپها و برنامهها حکایت شبکههای تلویزیونی مدیریت اسبق تلویزیون و روزنامههای زنجیرهای هر دو جریان رسمی کشوره که تعداد مخاطبانشون از عواملشون کمتره و سوال اصلی من اینه که کی اینا رو میبینه، میخونه یا دانلود میکنه؟ نمیدونم اونور دنیا با این حجم از پیشرفت و دسترسی آسون همه مردم برای تولید محتوا، چطور این تعادل بین مخاطب و تولید ایجاد شده اما امیدوارم ما هم بزودی بتونیم به این بالانس در فضای مجازی برسیم؛ ان شا الله...

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

یکی از مهمترین مشکلات و آسیبهای مدیریت فرهنگی مملکت، توجه ویژه دوستان تولید کننده محتوا به مدیره؛ به شکلی که رسماً خلاقیت از همه شئون تولید حذف و جاش سلیقهی مدیر جایگزین شده؛ به نظرم یا باید مدیرامون سلیقهشون رو درست کنن یا اینکه کلاً مقوله فرهنگ و کار فرهنگی در مملکت رو تعطیل کنیم بره پی کارش... والا با این نوناشون!

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

با توجه به اینکه در شرایط مثل همیشه حساس کشور، آزادی بیان چقدر است و از همه مهمتر، آزادی بعد از بیان تا چه حدی است؛ ترجیح میدهم درباره آرش و گلرخ و سایر مسائل مربوط به قوهقضاییه چیزی ننویسم تا امثال محمود صادقی و علی مطهری با توییتهای خود و محمدرضا عارف با سکوتهای خود مسائل را حل کنند. مسئله اصلی امروزِ کشور ترافیک است که به حمدالله با اعلام شکایت سازمان تاکسیرانی از اسنپ و تپسی و همچنین گسترش طرح ترافیکِ اصلی به محدوده زوج و فرد، در آستانهی حل شدن است و به امید خداوند، هر کس که به ترافیک روزهای قبل اعتراض داشت با وضعیت هفتهی آینده چنان پشیمان خواهد شد که ملتمسانه از مسئولین امر درخواست کند تا شرایط را به قبل از اعتراضات برگرداند. از همین رو، تا اطلاع ثانوی برای بدتر نشدن امور، فعلاً دست از اعتراض برمیداریم تا حداقل اوضاع از این بدتر نشود. پی نوشت: خدایا؛ ما را از ناعدالتی، گورخوابی و ترافیک دور بدار!

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

مرحوم ویل دورانت در باب اسپانیای قرون وسطی نوشته بود: هردوطرف نزاع آن (مسیحی و مسلمان) دچار تفرقه و درگیری داخلی شدیدی بودند. علت اینکه نهایتا مسیحیان بر مسلمین پیروز شدند این بود که مسلمانان تفرقه و درگیری بیشتری داشتند.


از کانال تلگرام حسین دهباشی؛ به نقل از یک کامنت!

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

دوست دارم بنویسم سال بدی بود اما منوتو بد نبودیم... اما واقعا سال بدی نبود.
زندگی دونفره مون خوب بود، اوضاع کار و بار هم.
یادش بخیر سفر یک روزه به شمال... یادش بخیر تولدت پارسال؛ مرغ آمین؛ تحویل سال ۹۵؛ اعلام جایزه کنِ فروشنده، حسودی من به سعید روستایی و فیلمش...
یادش بخیر سومین سالگرد عقد و دومین سالگرد ازدواج مون
و یاد عباس کیارستمی گرامی باد!

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

آورده اند که روزی مردی به خدمت فیلسوف بزرگ افلاطون آمد و نشست و از هر نوع سخن می گفت. در میان سخن گفت: « امروز فلان مرد از تو بسیار خوب می گفت که افلاطون عجب بزرگوار مردی است و هرگز کسی چون او نبوده است.» افلاطون چون این سخن بشنید سر فرود برد و سخت دلتنگ شد. آن مرد گفت:« ای حکیم! از من تو را چه رنج آمد که چنین دلتنگ شدی؟» افلاطون پاسخ داد: «ای خواجه! مرا از تو رنجی نرسید. ولی مصیبت بالاتر از این چه باشد که جاهلی مرا ستایش کند و کار من او را پسندیده آید؟ ندانم کدام کار جاهلانه کرده ام که او خوشش آمده و مرا به خاطر آن ستوده است از کانال تلگرام کیوان کثیریان

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

وقتی جمعههات هم مال خودت نیست...

برچسب: نویسنده: آریا فلاح تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت: 3:38

صفحه بندی